الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

88

تفسير مجمع البيان (فارسى)

دليل : لبد ، ممكن است مفرد بر وزن زمّل و جبّا باشد و ممكن است جمع لا بد باشد ، و امّا قول خدا فَكُّ رَقَبَةٍ أَوْ إِطْعامٌ ، ابو على گويد مقصود در آن و ما ادريك ما اقتحام العقبه فك رقبه او اطعام ، يعنى اقتحام آن يكى از اين دو تا است يا اين قسم از كارى است تقرّب و نزديكى به حق ميآورد پس اگر اين تقدير را نكردى و كلام را بر ظاهر خودش گذاردى معنايش چنين مىشود . العقبه فك رقبه و حال آنكه عقبه فك نيست بعلّت اينكه آن عين است و فك رقبه حدث است و خبر سزاوار است كه در معنى مبتداء باشد و مانند آنست قول خدا ، وَ ما أَدْراكَ مَا الْحُطَمَةُ نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ ، يعنى حطمه نار اللَّه است ، و مثل آنست ، وَ ما أَدْراكَ ما هِيَهْ نارٌ حامِيَةٌ و همين طور قول خدا ، وَ ما أَدْراكَ مَا الْقارِعَةُ ، يوم يكون كالفراش المبثوث ، و معناى القارعه يوم يكون الناس ، زيرا القارعه مصدر است پس اسم زمان خبر از آنست ، پس اين جمله‌ها از ابتداء و خبر تفسير اين چيزهايى است كه ذكرش مقدّم شد از اقتحام عقبه و حطمه و قارعه ، چنانچه قول خداى تعالى ، لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِيمٌ تفسير وعده خداست ، و قول او فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ معنايش ، فلم يقتحم است و وقتى لا به معناى لم باشد لازم نميآيد تكرار آن چنانچه با لم تكرار لازم نميآيد ، پس اگر در جايى مثل ، فَلا صَدَّقَ وَ لا صَلَّى تكرار شد ، پس آن مانند تكرار لم در قول خدا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا است . و قول خدا ثُمَّ كانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا ، يعنى مىباشد مقتحم عقبه و